اسم من چست ؟ خدایا چه کنم یادم نیست ، امشب آماده شدم تا چه
کنم یادم نیست ، من که همسایه ی نزدیک شقایق بودم ، پا شدم آمدم اینجا چه کنم یادم
نیست ، من چرا از تو بریدم و چرا برگشتم ، و بنا شد که دلم را چه کنم یادم نیست ،
من نشانی دل دربدرم را باتو ، از تو پرسیده ام اما چه کنم یادم نیست ، این نوشته
غرل کیست که من می خوانم ، اسم او چیست ؟ خدایا چه کنم یادم نیست .
من از این پس
به همه عشق جهان می خندم ، به هوس بازی این بی خبران می خندم ، هرکه آرد سخن از
عشق به او می خندم ، خنده ی من از گریه غمگین تر است ، کارم از گریه گذشته است به
آن می خندم
نوشته شده در تاریخ 5 آبان 1390 و در ساعت : 11:38 ب.ظ - نویسنده : سیاوش بختیاری